چگونه فن بیان خوبی داشته باشیم

صدای من چگونه است؟
می دانم که با رویاها و اهداف محکمی که دارید، آماده اید تا سفری را با چشم و گوش باز به سوی رسیدن به بهترین صدای خود در پیش بگیرید. بگذارید اول سوالاتی را طرح کنیم که می دانم در ذهنتان هست؛ سوالات خیلی شخصی که هر شاگردی چه تازه کار چه حرفه ای با آن مواجه است و می خواهد پاسخ هایش را داشته باشد: صدای من واقعا چگونه است؟ اگر قبلا خراب شده باشد آیا قابل اصلاح است؟ و در یک مقیاس از بد تا عالی صدای من در کجا قرار دارد؟ چه اندازه صدای من خوب است؟ تا چه اندازه با این صدا می توانم پیش روم؟ واقعیت را میخواهم بدانم.
من سعی می کنم درباره “خوب” و “بد” فکر نکنم، و از شما هم می خواهم این قضاوت ها را کنار بگذارید. به یک دلیل که این قضاوت ها بیش از اندازه ذهنی هستند تا بتوانند کاربردی و مفید باشند. در طول سال ها من چنین سوالی را از برخی از ستارگان بزرگ کرده ام: “تواضع و خودخواهی به کنار، آیا از صدای خود راضی هستید؟” و هرگز با یک خواننده مشهور مواجه نشده ام که از صدای خود راضی باشد. به طور کلی پیش من اعتراف می کنند که صدایشان پر از عیب و نقص است و خوشبختانه مردم هنوز به آن پی نبرده اند. اشخاصی که حرفه ای نیستند، اغلب فکر می کنند سخنران ها یا خواننده ها وقتی به مرحله ای رسیدند دیگر از اعتماد به نفس کامل برخوردار می شوند، اما حقیقت این است که صدا همیشه چیزی در حال پیشرفت است تا بتواند به سطوح بالاتری برسد.

• وقتی صدایی از خود در می آورم، عملا چه اتفاقی در جسم من می افتد؟ چگونه جسم من خواص صدایی را که می شنوم تعبیر می کند؟
با آزمایش های تشخیصی و تمرینات ما خواهیم دانست در این لحظه صدای شما در چه موقعیتی قرار دارد. این نقطه شروع برای اصلاح صدای شما محسوب می شود. هدف، بزرگ کردن نقاط ضعف نیست بلکه کسب یک احساس صادقانه از آنچه می کنید، بدست آوردن تصویری روشن از توانایی های صوتی شما و انگشت گذاری روی نقاط ضعف است تا بتوانیم آن ها را رفع کنیم.

نگران نباشید در طول این کتاب من راه های خیلی عملی برای حل مسائلی که اینجا مطرح می شود ارائه خواهم داد.

چگونه صدا ایجاد می شود؟
در شروع کار فهمیدن کلیاتی از اینکه صدای شما چگونه ایجاد می شود، کمک زیادی به ما خواهد کرد. ما همه می دانیم که برای نواختن یک ویلون شما باید با یک دست جایگاه سیم ها را به گردن فشار دهید و با دست دیگر آرشه ای روی سیم های ساز بکشید. نواختن یک ابووا مستلزم فوت کردن قمیش داخل لوله ای است که دارای سوراخ هایی برای ایجاد نت های مختلف است، اما صدای انسان اغلب یک راز محسوب می شود. نخست اینکه ما نمی توانیم دستگاه صوتی خود را ببینیم، دیگر اینکه هیچ ساز ارکستری مشابهی وجود ندارد که ترکیبی از ساز بادی و سیمی باشد و در گلوی ما قرار گرفته و تمام بدن ما را برای ایجاد طنین و لحن صدا به کار ببرد. آنچه می دانیم این است که ما دهان خود را باز می کنیم و صدا از آن بیرون می آید.
ارتباطات و فعالیت هایی که موجب می شود موسیقی و کلمات به راحتی از گلوی ما جاری شوند، پدیده ای پیچیده و جالب است. اما آنچه حالا منظور ماست این است که شما اطلاعاتی کلی در این زمینه داشته باشید تا ضمن تمریناتی که انجام خواهیم داد به شما در تجسم آنچه که رخ می دهد کمک کند.
شما دارای یک وسیله ی زهی هستید که به آن فوت می کنید. داخل گلویتان دو مجرا در کنار هم قرار دارد. در قسمت پیشین، مجرایی است که هوا را از طریق دماغ و دهان به ریه ها می رساند. در قسمت پشت، مجرایی است که غذا و مایعات را به معده می رساند. بالای مجرای هوا، جعبه ای غضروفی قرار دارد که تارهای صوتی در آن جای گرفته است و حنجره نامیده می شود. یک جفت تار که باعث ایجاد صدا می شود. تارهای قوی که پوشیده از غشاء مخاطی هستند. این تارها در برابر هوایی که به آن ها وارد می کنیم از هم جدا و به هم نزدیک شده و مرتعش می شوند و این جعبه کوچک و عجیب صوتی تقریبا مانند یک ساز نیاز دارد که با فوت کردن نت مورد نظر را ایجاد کرده و لحن و شدت آن را تعیین کند. تارهای صوتی با نحوه ارتعاش منحصر به فردشان واقعا حیرت انگیز هستند. مقدار کمی هوا پشت آن ها موجود است، و وقتی این فشار هوا بیشتر از فشار هوای روی تارها می شود، تارها از هم باز شده هوا را تخلیه کرده و بلافاصله بسته می شوند. این عملکرد، به تناوب باورنکردنی پشت سر هم انجام شده و ارتعاش تار را ایجاد می کند. مثلا وقتی صدای نت دو وسط پیانو در می آید، این تارها ۴۴۰ مرتبه در ثانیه باز و بسته می شوند و فرکانس مورد نظر ایجاد می شود.
کیفیت صدای شما در وهله نخست بستگی به نحوه ی به کارگیری تارهای صوتی و مقدار هوایی که به آن ها می دهید دارد، صدای آواز و یا صحبت خوب هنگامی اتفاق می افتد که مقدار صحیح هوا به مقدار صحیح تارها برخورد کند. این جمله را به یاد داشته باشید چون اساس تمام چیزهایی است که ما با هم انجام خواهیم داد.

صدای صحبت کردن شما
علاقه ی اصلی شما چه به صحبت باشد چه به خواندن، من در وهله اول صدای صحبت کردن شما را مورد بررسی قرار می دهم؛ زیرا حتی اگر ما خواننده ی حرفه ای هم باشیم، زمان خیلی بیشتری از وقت ما صرف صحبت کردن می شود تا خواندن. ما به طور معمول بین صحبت کردن و خواندن تمایز بسیار مشخصی قائل می شویم اما جالب اینجاست که مغز ما این کار را نمی کند. برای مغز، صحبت کردن و آواز خواندن تقریبا چیز مشابهی است. مغز موقع صحبت کردن از همان قسمت هایی از بدن و همان عضلاتی که موقع خواندن به کار می رود، استفاده می کند. مغز شما به سادگی فکر می کند که شما صحبت می کنید اما کلمات را به طور غیر معمول خیلی می کشید و نت های طنین دار هم بیشتر به کار می برید. صحبت کردن سکوی پرشی است که شما را برای پرش های بلند آواز خوانی آماده می کند. بنابراین اهمیت حیاتی دارد که مطمئن باشید بر زیر بنای محکمی گام می گذارید.
همانگونه که یادآوری کرده ام یکی از بزرگ ترین خطرهایی که برای صدای آواز خواندن وجود دارد مربوط به چگونه خواندن نیست، بلکه مربوط به استفاده بد و نادرست از صدا موقع صحبت کردن است. با صرف وقت و گوش دادن دقیق به عادت های صحبت کردن خود، و اصلاح مسائلی که موجود است، شما صدای خود را در مقابل مخفی ترین دشمنان آن حفظ و بیمه می کنید.

بگذارید دستگاه ضبط صوت گوش های ثانوی شما باشد
توصیه اکید می کنم که ضبط صوت خود را آماده کرده و تست ها و تجربیات را انجام می دهید. در مواجهه با صداهای عجیب و جالب تفریح کنید. برخی از این صداها ممکن است به نظرتان کمی مسخره بیاید، اما باور کنید من دلیل خاصی دارم که از شما می خواهم این صداها را در بیاورید.

برگرفته از کتاب *صدای خود را آزاد کنید* اثر راجر لاو

جمع آوری مطالب: الهه زارع – سمانه سمیع پور

ویرایش: سمانه سمیع پور

گرافیک: شیوا ریاستیان