تحلیل فیلم The Shawshank Redemption برترین فیلم IMDb

تحلیل فیلم The Shawshank Redemption (رستگاری در شاوشنگ) برترین فیلم IMDb

کارگردان: Frank Darabont

نویسندگان: Stephen King – Frank Darabont

ژانر: جنایی, درام

امتیاز: ۹.۳ از ۱۰ با ۱ میلیون رای (IMDb)

ستارگان:  Tim Robbins – Morgan Freeman – Bob Gunton

سایر بازیگران:

Tim Robbins Andy Dufresne
Morgan Freeman Ellis Boyd ‘Red’ Redding
Bob Gunton Warden Norton
William Sadler Heywood
Clancy Brown Captain Hadley
Gil Bellows Tommy
Mark Rolston Bogs Diamond
James Whitmore Brooks Hatlen
Jeffrey DeMunn ۱۹۴۶ D.A.
Larry Brandenburg Skeet
Neil Giuntoli Jigger
Brian Libby Floyd
David Proval Snooze


بخشی از جوایز این فیلم

(Academy Awards, USA ( 1995

Best Picture
Niki Marvin
Best Actor in a Leading Role
Morgan Freeman
Best Writing, Screenplay Based on Material Previously Produced or Published
Frank Darabont
Best Cinematography
Roger Deakins
Best Sound
Robert J. Litt Elliot Tyson Michael Herbick Willie D. Burton
Best Film Editing
Richard Francis-Bruce
Best Music, Original Score
Thomas Newman

(Golden Globes, USA ( 1995

Best Performance by an Actor in a Motion Picture – Drama
Morgan Freeman
Best Screenplay – Motion Picture
Frank Darabont

(Screen Actors Guild Awards ( 1995

Outstanding Performance by a Male Actor in a Leading Role
Morgan Freeman
Outstanding Performance by a Male Actor in a Leading Role
Tim Robbins

نقاط قوت

  • داستان جذاب و آموزنده
  • موسیقی زیبا و آرام‌بخش
  • کارگردانی و فیلم‌برداری بی نقص
  • بازی تماشایی تیم رابینز و مورگان فریمن

 نقاط ضعف

  • ندارد

 خلاصه داستان:

اندی دوفرین به اشتباه به جرم قتل همسر و معشوقه اش محاکمه و برای گذراندن دوران محکومیتش به زندان شاوشنک فرستاده می شود، او در آغاز محکومیتش انسان منزوی و تنهایی است اما رفته رفته متوجه می شود که قدرتی در درون خود دارد که برای کسی قابل لمس و درک نیست و آن چیزی نیست جز “امید

تحلیل فیلم:

این فیلم به نوعی اولین اثر کارگردان گزیده کار سینمای جهان، “فرانک دارابونت” به حساب می آید. چون تا قبل از این فیلم تنها یک فیلم کوتاه را کارگردانی کرده و یک اپیزود تلویزیونی را ساخته بود. فیلم براساس داستان کوتاهی از “استفن کینگ” به نام “ریتا هیورث و رستگاری در شاوشنگ” ساخته شده است. این فیلمِ برگرفته شده از داستان های “استفن کینگ”، با بقیه داستان هایی که از روی آن ها در چند سال گذشته فیلم هایی اقتباس شده تفاوت دارد. یعنی علاوه براین که از ترساندن های بی مایه و دیالوگ های تکراری در آن خودداری شده، بلکه احساس رهایی روح بشریت را به همگان عرضه می کند. داستان فیلم در طول ۳ دهه رخ می دهد و باعث می شود که بیننده با این روند همراه شده و حوادث و اتفاقات یک زندگی در زندان را پیگیری کند. تمام این جریانات به وقوع پیوسته در زندان به یک نکته اشاره می کند و آن هم اینست که زندان راهگشای هیچ مشکلی نیست. زندگی زندانی به جهنم تبدیل می شود و هر هویتی که در زندگی قبلی خود داشته اکنون به یک شماره تبدیل می شود، گویی که او هرگز وجود نداشته است. البته این ها ساده سازی هایی در مسیر داستان است و باید گفت که داستان، بیننده را درون یک دنیای مشخص می کشاند و قصه های نا ممکن را برای او تعریف نمی کند. اما به نوعی می توان گفت که مشخصه اصلی “رستگاری در شاوشنگ” به اجرای فوق العاده بازیگران اصلی فیلم بر می گردد. برگ برنده “فرانک دارابونت” در این فیلم این بود که او به این نتیجه رسید که بجای بازی گرفتن از ستاره ها و نام های مشهور هالیوودی، از بازیگران با استعداد استفاده کند. تصمیمی که باعث شد اثر او از محدوده یک فیلم صرفاً هالیوودی خارج شود. “تیم رابینز” نقش یک انسان باهوش و نجیب و آراسته را به بهترین شکل ممکن به نمایش گذاشته است. درحالیکه بی گناه و کاملاً قابل اعتماد جلوه می کند، همین کلیدی ست برای پایدار ماندن و طاقت آوردن او در زندان و اینکه هیچ کس نمی تواند حس خوشبینی اش را از او بگیرد. با لبخندی خشک روی لب و دیالوگ های غیر منتظره ای که همه را به پذیرفتن حرفش وادار می کند. در طرف دیگر بازی فوق العاده “مورگان فریمن” را می بینیم که به جرات می توان آن را در خشان تر از بازی تمام هنرپیشگان این فیلم دانست. نقشی که برای اون نامزدی آکادمی اوارد را به همراه آورد. از این فیلم بود که او سلسله فیلم هایی را که در آن ها نقش راوی داستان را به عهده داشت شروع شد، با فیلم “هفت” ادامه پیدا کرد و به “عزیز میلیون دلاری” ختم شد. او در این فیلم به نقش آدمی هدر رفته، پشیمان، تلخ و نا امید که هیچ کس او را باور ندارد عمق فراوانی بخشیده و با روایت داستان با آن صدای فاصله دار و سرشار از بغض نکاتی زیبایی از داستان را گوشزد می کند و در واقع بوسیله اوست که ما با دنیای درونی “اندی” آشنا می شویم. “رستگاری در شاوشنگ” با اینکه فیلم محشری بود، بسیاری از مردم به دیدن آن نرفتند. این قضیه را نمی توان به نداشتن ستاره در فیلم ربط داد، بلکه باید آن را در عنوان فیلم جستجو کرد که هیچ اطلاعی از ژانر یا جریان فیلم به بیننده نمی دهد. شاید فرانک دارابونت به این موضوع واقف بود، اما عقیده اش برای خودش مهمتر بود و برایش اهمیتی نداشت که کسی به دیدن فیلم نرود.فیلم در ۷ رشته نامزد اسکار شد که در بدست آوردن حتی یکی از ان ها ناکام ماند. در سال ۹۴ فیلم های بزرگی همچون “فارست گامپ” و “قصه عامه پسند” در رقابت برای کسب آکادمی اوارد قرار داشتند. به این صورت یکی دیگر از شاهکارهای سینما با بی عدالتی از مراسم اسکار دست خالی بازگشت.

منتقد: مجتبی پورمحسن

منابع: وبسایت «ایران فیلم» / وبسایت «نقد فارسی»

 گزارش: سمانه سمیع پور
گرافیک: شیوا ریاستیان